مراســم بعدی

نوکری که آسمانی شد ….

تاریخ انتشار: مهر ۴, ۱۳۹۳

0000000

تكيه از داغ لاله مي سوزد ، سرو در پاي چشمه مي افتد

باده مي جوشد از خُم و ساغر …غم ِ جانكاه را نمي فهمم

لب ِ باران نخورده مي سوزد ،آتشي در ضمير من برپاست

روضه خوان مي رسد به ثارالله ، سكته ي آه را نمي فهمم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.