مراســم بعدی

هدف از بعثت انبیاء(ع)/ محدودیت عقول بشری و هدایت تشریعی نبوی

تاریخ انتشار: اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۴

salavat

 

 

یامبران اهداف متعددی داشتند که به نظر می رسد هدایت مردم به سوی کمال و اقامه عدل و قسط در همه زمینه ها، از عالی ترین اهداف آنها باشد.

از عالی ترین اهداف بعثت پیامبر(ص) این بود که راه هدایت را به مردم نشان داده و آنها را به سوی کمال و سعادت حقیقی سوق دهد. انسانها بدون انبیاء و وحی، نمی‌توانند راه سعادت را پیدا کنند، زیرا شناختهای عادی و متعارف انسانها که از همکاری حس و عقل، به دست می‌آید هر چند نقش مهمی را در تأمین نیازمندیهای زندگی، ایفاء می‌کند اما برای باز شناختن راه کمال و سعادت حقیقی در همه ابعاد فردی و اجتماعی، و مادی و معنوی، و دنیوی و اخروی، کافی نیست و اگر راه دیگری برای رفع این کمبودها وجود نداشته باشد هدف الهی از آفرینش انسان، تحقق نخواهد یافت.

بنابراین مقتضای حکمت الهی این است که راه دیگری ورای حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار بشر، قرار دهد تا انسانها بتوانند مستقیماً یا با وساطت فرد یا افراد دیگری از آن، بهره‌مند شوند. و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیاء(ع) قرار داده شده و ایشان بطور مستقیم و دیگران بوسیله ایشان از آن بهره‌مند می‌شوند و آنچه را برای رسیدن به سعادت و کمال نهائی لازم است فرا می‌گیرند.(ر.ک: آیت الله مصباح یزدی، آموزش عقاید، ص ۱۷۸)

از دیگر اهداف عالی پیامبر(صلّی الله علیه و آله) اقامه عدل و قسط است. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیْهِ بَأْس شَدِید وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّهَ قَوِىّ عَزِیْز: ما پیامبران خود را با دلایل روشن (برای هدایت مردم) فرستادیم و همراه آنان میزان (مقیاس سنجش حق و باطل) نازل کردیم تا مردم اصول عدالت را به پا دارند، و آهن را آفریدیم، که در آن قدرت بزرگ و منافعی برای مردم هست و اینها برای این است که آنهایی را که خداوند و پیامبران او را نادیده یاری می کنند مشخص سازیم. خدا توانا و با قدرت است» (الحدید/آیه ۲۵)
آیا هدف از بعثت آنها فقط این بود که مردم را به خداپرستی دعوت کنند و بت پرستی را بکوبند یا هدف این بود که در هر عصری به بربریت و جاهلیت خاتمه دهند و تمدن صحیح انسانی به وجود آورند و یا مردم را به یک سلسله اصول اخلاقی و مقررات اجتماعی آشنا سازند تا مردم روابط زندگی خود را روی آن اصول استوار نمایند؟ در پاسخ این سؤالات باید گفت پیامبران برای یک هدف جامع تر و کلی تر از آن چه گفته شد برانگیخته شده اند و هرکدام از اهداف نامبرده، جزئی از آن هدف وسیع و کلی اند و این هدف کلی ووسیع، همان برقراری عدل و تعادل در تمام شؤون فردی و اجتماعی زندگی بشر است و این هدف به یک معنا زیربنای تمام اهداف دیگر و درخت تناوری است که بقیه، شاخه هایی از آن هستند و همگی از این نقطه سرچشمه می گیرند و به یک معنا، جامع میان همه آنهاست و انحراف از خداپرستی و یا انحراف از تمدن صحیح انسانی و اصول اخلاقی و مقررات اجتماعى، همگی انحراف از اعتدال و اقامه عدل و داد می باشد.

در آیه مورد بحث، این هدف وسیع با الفاظ (اقامه قسط) بیان شده است و (قسط) به معنای تقسیم و تقسیط و پخش می باشد؛ یعنی هرچیزی را در جای خود به کار بردن و هر شی‏ء را در محل شایسته خود قرار دادن، چنان که از مدت ها پیش عدل را نیز به همین معنا تفسیر کرده اند و گفته اند: «العدل یضع الأشیاء موضعها؛ عدالت این است که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد و نظمی که شایسته هر موجودی است به وجود آید». بنابر این هدف پیامبران تنها عدالت در دستگاه دادگستری و محاکم قضائی نیست، بلکه عدالت در دادگستری و بررسی پرونده های حقوقی و جزائی یکی از شاخه های عدل اجتماعی است.

هدف پیامبران این است که عدالت در تمام شئون زندگی مراعات شود: عدالت در محیط تعلیم و تربیت، در محیط دادگسترى، در محیط کسب و کار، در روابط زناشویی و در کلیه امور فردی و اجتماعى، حتی در امور روحی وروانی و مسائل مربوط به عبادت و پرستش و در آن چه بشر در زندگی خود با آن روبه رو است، مثلاً اینکه پیامبران به خداپرستی دعوت و با بت پرستی مبارزه نموده اند از این جهت است که خداپرستی یکی از شاخه های عدالت و بت پرستى، انحراف از جاده عدالت و مصداق ظلم و ستم به ساحت مقدس کبریایی است؛ زیرا پرستش، حق مسلم و انحصاری اوست و سلب این حق مسلم از وی و پرستش مصنوعات او، عملاً انحراف از اصل عدالت به شمار می رود و لذا می فرماید: «… إنَّ الشِّرْکَ لَظُلْم عَظِیم: شرک و دوگانگی ستمی بزرگ است».(لقمان، آیه ۱۳)

چند نمونه از آیات را را که اهداف متعدد پیامبران را ذکر کرده است؛ نقل می کنیم که مطالعه انها نیز می‌تواند مفید باشد.

۱ـ تعلیم و تزکیه مردم: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأُْمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ(جمعه/۲)

۲ـ ایجاد قسط و عدل: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمِیزانَ لِیقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ(حدید/۲۵)

۳-آزادی انسان ها از قید اسارت: وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الأَْغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ(اعراف/۱۵۷)

۴ـ رفع اختلافات مردم: کانَ النّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکتابَ بِالْحَقِّ لِیحْکمَ بَینَ النّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ(بقره/۲۱۳)

۵ـ تشویق و تهدید انسان ها: وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ(انعام/۴۸)

به طور کلی می توان اهداف بعثت انبیاء(ع) را به کارهای زیر دسته بندی کرد:

۱- تثبیت و تکمیل توحید

۲- رفع اختلاف‌ها

۳- فصل خصومت‌ها

۴- اجرای قسط در جامعه بشری

۵- تزکیه و تعدیل غرایز

۶- تعلیم کتاب و حکمت

۷- اتمام حجت بر بندگان

یکی از اهداف پیامبران و یا به تعبیر دیگر یکی از علل بعثت آنان همان موضوع تعلیم بشر و تکمیل عقل و دانش ناقص اوست و این حقیقت به عبارتهای مختلف در قرآن و احادیث وارد شده است. به طور مثال قرآن کریم رمز بعثت پیامبران را رفع اختلاف در میان بشر می‌داند، و می ‏فرماید: «فَبَعثَ الله النَبیین مُبَشِّرین وَ مُنذِرین و اَنْزَل مَعهُم الکتابَ لِیَحکُم بین الناس فیما اختَلفُوا فیه»(بقره/۲۱۳) خداوند پیامبران را که بشارت دهنده و بیم دهنده هستند برانگیخت و با آنان کتاب نازل نمود، تا در میان مردم درباره مسائلی که در آن اختلاف دارند، داوری کند.

ناگفته پیداست، اختلاف نظر حاکی از نارسایی فکر و کوتاهی دانش می‌باشد، و پیامبران در پرتو وحی (کتاب) حقیقت هر موضوعی را که مردم پیرامون آن اختلاف دارند، روشن می‌سازند. پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم ضمن روایتی تصریح می‌کند که هدف از بعثت، تکمیل عقول بشر است و از این جهت است که باید عقل و دانش هر پیامبری، از عقل و دانش امت وی بالاتر و برتر باشد: «و لا بعث الله نبیا و لا رسولا حتی یستکمل العقل و یکون عقله أفضل من عقول امته» (اصول کافی، باب عقل چاپ سنگی/۷)

خداوند هیچ پیامبر و رسولی را برنیانگیخت، جز اینکه خردها را تکمیل نماید و از این نظر باید عقل او بالاتر از عقول امت وی باشد. امیرمؤمنان (ع) نیز فلسفه بعثت پیامبر اسلام(ص) را چنین تشریح می‌فرماید: «إلی أن بعث الله سبحانه محمدا رسول الله لا نجاز عدته و اتمام نبوته … و أهل الأرض یومئذ ملل متفرقه و أهواء‌ منتشره و طوائف متشتته بین مشبه لله بخلقه أو ملحد فی إسمه أو مشیر إلی غیره فهداهم به من الضلاله» (نهج البلاغه خطبه ۱)

خداوند محمد(ص) پیامبر خود را برانگیخت تا وعده خود را انجام دهد و نبوت را به او خاتمه دهد و مردم جهان در آن روز دارای مذهبهای گوناگون، انحرافات زیاد و گروههای پراکنده بودند: گروهی خدا را به مخلوق وی تشبیه می‌کردند (برای او جسم و مکان معتقد بودند) و برخی در نامهای وی تصرف می‌نمودند، و گروهی به غیر خدا اشاره می‌کردند (و طبیعت را مؤثر واقعی می‌دانستند) پس پیامبر آنان را از گمراهی به شاهراه توحید هدایت نمود.

خلاصه بیان فوق این است که قصور و کوتاهی فکر بشر در مسائل خداشناسی و آنچه که مربوط به مبدأ و معاد است، سبب گردید که خداوند پیامبر اسلام(ص) را برای هدایت ملل جهان برانگیخت تا آنان را از چنگال تشبیه خداوند به مخلوق و تصرف در نامهای مقدس وی و گرایش به استقلال طبیعت نجات بخشد.

امام رضا(ع) فلسفه بعثت پیامبران را چنین بیان می‌فرماید: از آنجا که قوای فکری بشر قادر به درک مصالح و منافع و مضار نیست و خداوند نیز بالاتر از آن است که خود شخصا بر بشر تجلی نماید و با آنان سخن بگوید، از این جهت معصومی از بندگان خود را اعزام نمود تا اوامر و نواهی او را به بندگان برساند و آنان را بر مصالح و مفاسد امور آگاه سازد، زیرا فکر بشر کوتاهتر از آن است که شخصا بر این امور آگاه گردد.(بحارالأنوار، ۱۱/۴۰).

از مجموع این بیانات که از قرآن و عترت نقل کردیم روشن گردید که کوتاهی فکر بشر و نارسایی عقل و دانش او در مسائل الهی و اخلاقی و اجتماعی سبب گردیده است که خداوند، سفیرانی را برای راهنمایی او اعزام دارد تا نقصان هدایت تکوینی او را، که از غریزه و عقل سرچشمه می‌گیرد، با هدایت تشریعی پیامبران تکمیل نماید.

علی(ع) هدف از رسالت انبیاء(ع) را دو چیز می‏ داند: ۱ـ مسایل عقل نظری که انسانها را در بخش‏های علمی و اعتقادی راهنمایی کنند: «فَبَعث فیهم رُسُله وواتر إِلیهم أَنبیائه لِیَستأْدوهم میثاق فِطرته و یُذکِّروهم مَنسیّ نِعمته و یَحتجّوا عَلیهم بالتَبلیغ و یُثیروا لَهم دَفائن العُقول» (نهج البلاغه، خطبه۱، بند۳۶)؛ خدا انبیا و رسل خودش را پی در پی برانگیخت و به سوی بندگان خود فرستاد تا آن میثاق فطری را مطالبه کنند و نعمتهای به فراموشی سپرده شده را به یادشان آورند و با رساندن دستورات و احکام و راهنمایی ‏های او، حجت را بر آنها تمام کنند و گنجینه ‏های ناپیدای عقل‏ها را آشکار و نمایان سازند.

۲ـ مسائل عقل عملی از قبیل اراده، نیت، اخلاص، پرستش و مانند آن. مأموریت انبیای الهی(ع) در بخش عملی این است که مردم را از عبادت بتها برهانند و به عبادت خدا برسانند: «لِیُخرجِ عباده مِن عِباده الأَوثان إِلی عبادته و من طاعه الشَیطان إِلی طاعته» (نهج البلاغه، خطبه۱۴۷) خدا پیغمبر اکرم(ص) را برانگیخت … تا بندگان او را از عبادت بتها برهاند و به عبادت خدا رهنمون گردد و از قید اطاعت شیطان بیرون آورده و به اطاعت خدا راهنمایی کند.

دلایل فرستادن پیامبر گرامی اسلام اساساً همه انبیاء بسیار است و از جمله مهمترین این عوامل تعلیم و تربیت میباشد که در آیه ۲ سوره جمعه بدان اشاره شده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) مانند آموزگاری دلسوز به میان مردم آمد تا آنها را راهنمایی و ارشاد کند و اخلاق نیکو به آنها بیاموزد و آنها را از اسارت جهل و نادانی و گمراهی برهاند. خدای متعال در آیه یاد شده می فرماید: “… خدا رسولش را فرستاد تا آیاتش را بر آنها مردم بخواند و آنها را پاکیزه کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.” (نیز بنگرید: اعراف، ۱۵۷ و ابراهیم، ۱ و…)

از دیگر عوامل فرستاده شدن انبیای خدا، بر پا داشتن قسط و عدل، و قضاوت و داوری برای از بین بردن اختلافات مردم است.(ر.ک: حدیث، ۲۵ و بقره، ۲۱۳٫) خدای متعال پیامبرانش را فرستاد تا حجت را بر مردم تمام کنند؛ یعنی مردم نتوانند اعتراض کنند که چرا خدا راهنمایی را نفرستاد تا خوب و بد و درست و نادرست را به ما نشان داده و ما را از جهنم بیم و به بهشت بشارت دهد. (نسأ، ۱۶۵ و انعام، ۴۸)(برای آگاهی بیشتر از عوامل ارسال انبیاء(ع) ر.ک: پیام قرآن، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج ۲۷، ص ۱۳ – ۵۳، مدرسه الامام امیرالمؤمنین.)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.